عشق پژمرده

گـفـت : بـگـو ضـمـایـر را گـفـتـم : مــَن مـَن مـَن مــَن مَــن مــَن گـفـت:فــقـط مــن ؟ گـفـتـم: بـقـیـه رفـتـه انـــد

زندگــــــــــــــــــــی

http://iman314.persiangig.com/twolover/25.jpg
نمیدانم زندگی چیست؟؟

اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام۰


 اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام


اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست


 زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم



[ چهارشنبه سی و یکم فروردین 1390 ] [ ساعت 14 و 03 دقیقه و 47 ثانیه ] [ !!Aria!! ] [ نظرات() ]


خدایــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــا

خدایا..........


خدایا فقط تو را می خواهم.....باور کرده ام که فقط تویی سنگ صبور حرف هایم


می ترسم از اینکه بگم دوسش دارم...اون نمی دونه که با دل من چه کرده...نمی دونه که


دلی رو اسیر خودش کرده


هنوز در باورم نیست که دل به اون دادم و اون شده همه هستی ام


روز های اول آشنایی را بیاد میاورم آمدنش زیبا بود ...آنقدر زیبا حرف می زد که به راحتی


دل به او باختم و او شد اولین عشقم در زندگی


بارالها گویی تو تمام زیبایی های عالم را در چهره و کلام او نهاده بودی


واین گونه مرا اسیر او کردی و دل کندن از او شد برایم محال و داشتنش بزرگترین ارزویم


در زندگی


حالا که عاشقش شدم تو بگو چه کنم که تنهایم نگذارد....خدایا امشب به تو می گویم چون


تو تنها مونس تنهایی هایم هستی..


چگونه بگویم بدون او می میرم....او رفته و در باورم نیست نبودنش...


خود خوب می دانم او مرا کودکی فرض کرد که نمی داند عشق چیست و برای عاشقی


حرمتی قائل نمی باشد


مرا به بازی گرفت یا شاید....نمی دانم.....دگر هیچ نمی دانی.. اعتراف می کنم نفسم به


بودن او وابسته است


بعد رفتن او دگر این نفس را هم نمی خواهم....حال تو بگو چه کنم ؟



[ سه شنبه سی ام فروردین 1390 ] [ ساعت 20 و 50 دقیقه و 26 ثانیه ] [ !!Aria!! ] [ نظرات() ]


غــــــــــــــــــــــــــــــــــــم

غم نگاه آخرت ، تو لحظه خداحافظی

 

 گریه بی وقفه من ، توی اون روزای کاغذی

 


قول داده بودیم ما به هم ، که تن ندیم به روزگار

 

 

چه بی دووم بود قول ما ، جدا شدیم آخر کار

 

 

تو حسرت نبودنت ، من با خیالت هم خوشم

 

 

با رفتنم از این دیار آرزو ها مو می کشم

 

 

کوله بارم پر حسرت ، تو دلم یه دنیا درده

 

 

مثل آواره ای تنهام ، تو خیابونی که سرده

 

 

تا خیالت به سرم میزنه ، گریم میگیره

 

 

آروم آروم ، دل تنگم داره بی تو میمیره

 

 

گل مغرور قشنگم ، من فراموشت نکردم

 

 

بی تو اینجا رو نمیخوام ، میرم و بر نمیگردم...!!!



[ سه شنبه سی ام فروردین 1390 ] [ ساعت 20 و 42 دقیقه و 50 ثانیه ] [ !!Aria!! ] [ نظرات() ]